<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>AhmedHamdi &#8211; رساله نور</title>
	<atom:link href="https://risalainur.com/author/ahmedhamdi/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://risalainur.com</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Sat, 16 Nov 2024 07:56:01 +0000</lastBuildDate>
	<language>tr</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.4</generator>

<image>
	<url>https://risalainur.com/wp-content/uploads/2024/09/farcac-150x150.jpg</url>
	<title>AhmedHamdi &#8211; رساله نور</title>
	<link>https://risalainur.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>رساله شکر</title>
		<link>https://risalainur.com/2024/09/25/%d8%b1%d8%b3%d8%a7%d9%84%d9%87-%d8%b4%da%a9%d8%b1/</link>
					<comments>https://risalainur.com/2024/09/25/%d8%b1%d8%b3%d8%a7%d9%84%d9%87-%d8%b4%da%a9%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[AhmedHamdi]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 25 Sep 2024 10:54:56 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[Genel]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.risalainur.com/?p=166</guid>

					<description><![CDATA[رساله شکر وَ اِنْ مِنْ شَيْءٍ اِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ قرآن معجزالبیان با تکرار آیاتی هم‏چون: ﭿ ﮦ ﮧ ﭾ ﭿ ﮪ ﮫ ﭾ ﭿ ﭰ ﭱ ﭲﭳ ﭾ ﭿ ﯟ ﯠ ﯡ ﯢ ﯣ ﯤ ﭾ نشان می‏دهد، خالق رحمان مهم‏ترین کاری که از بنده‏اش می‏خواهد، شکر است، و در [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: right;"><b>رساله شکر</b></p>
<p style="text-align: right;"><b>وَ اِنْ مِنْ شَيْءٍ اِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ</b></p>
<p style="text-align: right;">قرآن معجزالبیان با تکرار آیاتی هم‏چون:</p>
<p style="text-align: right;">ﭿ ﮦ ﮧ ﭾ</p>
<p style="text-align: right;">ﭿ ﮪ ﮫ ﭾ</p>
<p style="text-align: right;">ﭿ ﭰ ﭱ ﭲﭳ ﭾ</p>
<p style="text-align: right;">ﭿ ﯟ ﯠ ﯡ ﯢ ﯣ ﯤ ﭾ</p>
<p style="text-align: right;">نشان می‏دهد، <b>خالق رحمان</b> مهم‏ترین کاری که از بنده‏اش می‏خواهد، شکر است، و در فرقانِ حکیم با اهمیت بسیار به شکر دعوت می‏کند. و شکر نکردن را به صورت تکذیب و انکار نعمت نشان داده، و با فرمان ﭿﮪ ﮫ ﮬ ﮭ ﭾ در سوره‏ی <b>«رحمان»</b> به شدّت و با تأکید وحشت‏برانگیزی <b>سی و یک</b> بار با این آیه تهدید می‏کند، و ناشکری را تکذیب و نفی می‏نماید.</p>
<p style="text-align: right;">آری، همان‏گونه که قرآن حکیم شکر را <b>نتیجه‏ی خلقت</b> نشان می‏دهد، این کاینات نیز که قرآن کبیر است، نشان می‏دهد: مهم‏ترین نتیجه‏ی خلقت عالم، شکر است، زیرا اگر به کاینات دقت شود، مشاهده خواهد شد، هرآن‏چه کاینات را تشکیل می‏دهد، به گونه‏یی که شکر را نتیجه دهد، به نسبت درجات خود، تاحدودی نظر به شکر دارد، و چهره‏اش متوجه اوست، گویا مهم‏ترین میوه شجره‏ی خلقت، شکر است، و مهم‏ترین محصولی که از کاینات به دست می‏آید، شکر است، زیرا در خلقت عالم مشاهده می‏کنیم، موجودات عالم به شکل یک دایره تشکیل شده، که درون آن دایره، حیات به عنوان نقطه‏ی مرکزی خلق شده است، تمام موجودات، نظر به حیات دارند، و به حیات خدمت می‏کنند، و لوازم مورد نیاز حیات را می‏رسانند، پس ذاتی که کاینات را خلق کرده، در آن دایره، حیات را انتخاب کرده است.</p>
<p style="text-align: right;"> سپس مشاهده می‏کنیم، عالم‏های ذی‏حیات را به صورت دایره ایجاد کرده، و انسان را در نقطه‏ی مرکزی آن قرار می‏دهد، گویا غایت‏هایی که مقصود ذی‏حیات بودند، در او تمرکز کرده‏اند، و تمام ذی‏حیات را در اطراف او جمع کرده، و آنان را خدمتکار و مسخر او می‏کند، و او را حاکم آنان قرار می‏دهد، پس <b>خالق</b> <b>ذوالجلال</b> از میان ذی‏حیات، انسان را انتخاب کرده، و در عالم، به او اراده و اختیار می‏دهد.</p>
<p style="text-align: right;">سپس مشاهده می‏کنیم، که در عالم انسان بلکه در عالم حیوانات یک دایره تشکیل شده، و نقطه‏ی مرکزی آن رزق تعیین شده است، و درون تمام انسان‏ها و حتی حیوانات، محبت به رزق را به وجود آورده، و عموم آنان را خادم و مسخر آن کرده است، و رزق در بین آنان حکم می‏کند، و رزق را آن‏گونه خزینه‏یی وسیع و غنی قرار داده، که جامع به نعمات بسیاری‏ست، حتی برای شناخت طعم یک نوع از انواع رزق، در زبان در جهازی به نام حس چشایی، ترازوهای معنوی ظریفی به تعداد طعم‏ها گذارده شده است، پس در کاینات عجیب‏ترین، غنی‏ترین، شیرین‏ترین، جامع‏ترین و بدیع‏ترین حقیقت، رزق است.</p>
<p style="text-align: right;">اکنون مشاهده می‏کنیم، همان‏گونه که هر چیز در اطراف رزق جمع شده است، و نظر به آن دارد، رزق نیز با تمام انواع خود معناً و مادۀً، حالاً و قالاً با شکر قائم است، و با شکر به دست می‏آید، و شکر را به ما می‏رساند، و شکر را نشان می‏دهد، زیرا اشتها و اشتیاق به رزق، یک نوع شکر فطری‏ست، و تلذذ و ذوق نیز یک شکر غیرِشعوری‏ست، که این نوع شکر در تمام حیوانات موجود است، فقط انسان با ضلالت و کفر، ماهیت فطری شکر را تغییر داده، و از شکر به شرک وارد می‏شود؛ هم‏چنین در نعمات رزق، شکل‏های تزیین شده، رایحه‏های خوش‏بو و طعم‏های خوش‏مزه، دعوت‏کنندگان به شکر هستند، و ذی‏حیات را به اشتیاق دعوت کرده، و با آن اشتیاق، به نوعی ستایش و احترام سوق داده، و سبب می‏شود، موجودات شکر معنوی کنند. و نظرِ دقت ذی‏شعور را جلب کرده، و به ستایش میل می‏دهد، و آنان را به احترام به نعمت‏ها تشویق می‏کند، و این‏گونه قالاً و فعلاً (باگفتار و کردار) به شکر ارشاد می‏کند، و سبب شکر می‏شود، و درون شکر، بهترین و شیرین‏ترین لذت و ذوق شکر را در آن می‏چشاند، یعنی نشان می‏دهد، این رزق و نعمت، با آن که ظاهراً لذت گذرا و موقتی دارد، اما به وسیله شکر، سبب کسب <b>التفات رحمانی</b> می‏شود، که دایمی و حقیقی‏ست، و لذت و ذوقی بی‏شمار دارد، یعنی سبب می‏شود، به التفات بی‏شمار و پرلذت رحمتِ گنجینه‏های <b>مالک کریم</b> تفکر شود، و در این دنیا نیز لذت باقیِ بهشت را می‏چشاند. پس رزق، در حالی که به واسطه‏ی شکر آن‏گونه گنجینه‏ی جامعِ باارزش و غنی می‏شود، با ناشکری نیز به درجات بی‏نهایت پایینی سقوط می‏کند.</p>
<p style="text-align: right;">همان‏گونه که در <b>«کلام ششم»</b> بیان شد، هنگامی که حس چشایی زبان به نام <b>حضرت حق</b>، یعنی متوجه وظیفه‏ی معنوی شکر باشد، حسس چشایی زبان در حکم مفتّشِ شاکر و ناظرِ والامقام ِسپاسگزار <b>رحمت بی‏نهایت الهی‏ست</b>، اما اگر به نام نفس باشد، یعنی اگر به شکرِ رزق <b>منعم</b> فکر نکرده، و متوجه به آن نباشد، حس چشایی زبان از مقام ناظرِ والامقام به مقام نگهبان کارخانه بطن و دربان طویله‏ی معده سقوط می‏کند، بدین‏ترتیب همان‏طور که این خدمتکار به رزق، با ناشکری به چنین مرتبه‏یی سقوط می‏کند، همان‏گونه نیز ماهیت رزق و سایر خدمه آن هم سقوط می‏کنند، و از والاترین مقام به پست‏ترین مقام فرود می‏آیند، و به وضعیتی برضد و مخالف با حکمتِ <b>خالق کاینات</b> دچار می‏شوند.</p>
<p style="text-align: right;">مقیاس شکر، قناعت و اقتصاد و رضا و خشنودی‏ست، و ترازوی میزان ناشکری، حرص و اسراف و بی‏حرمتی‏ و بی‏اعتنایی به حلال و حرام و خوردن هر چیزی‏ست.</p>
<p style="text-align: right;">آری، حرص، هم ناشکری بوده، هم سبب محرومیت شده، و هم واسطه‏ی ذلت است. حتی مورچه این حیوان مبارک که دارای حیات اجتماعی‏ست، گویا به خاطر حرص است، که در زیر پا له می‏شود، زیرا با آن که چند دانه گندم برای او کافی‏ست، قناعت نکرده، و اگر از دستش برآید، صدها دانه جمع می‏کند، اما زنبور عسل، گویا به خاطر قناعت اوست، که بر بالای سر همه پرواز می‏کند، و چون قناعت می‏کند، با <b>امر الهی</b> عسل را به انسان‏ها احسان کرده، و می‏خوراند.</p>
<p style="text-align: right;">آری، بعد از لفظ <b>الله</b> که عَلَمِ ذاتی ذات اقدس و اعظمی‏ترین اسم اوست، <b>اسم</b> <b>رحمن</b> که از اعظم‏ترین اسم‏هاست، به رزق نظر داشته، و با شکر درون رزق، به آن (مقام اسم رحمن) رسیده است، و هم آشکارترین معنای <b>رحمان</b>، رزاق است.</p>
<p style="text-align: right;">هم‏چنین شکر انواع دارد، و جامع‏ترین و فهرستِ عمومی آن انواع، نماز است.</p>
<p style="text-align: right;">هم‏چنین درون شکر، یک ایمان پاکیزه و تام، و یک توحید خالص موجود است، زیرا انسانی که سیبی را خورده، و <b>«الحمدلله»</b> می‏گوید، با آن شکر، اعلان می‏کند: «آن سیب، مستقیم و بی‏واسطه، یادگار دست <b>قدرت</b> بوده، و مستقیم و بی‏واسطه، هدیه‏ی خزینه <b>رحمت</b> است»  و با چنین سخن و با چنین اعتقادی می‏داند، هرچیز ـ چه جزیی باشد، چه کلی ـ از طرف دست <b>قدرت</b> او داده می‏شود، و نیز جلوه‏های <b>رحمت</b> را در هرچیز می‏داند، و ایمانی حقیقی و توحید خالصی را با شکرش بیان می‏دارد.</p>
<p style="text-align: right;">انسان غافل، با کفران نعمت، زیان بزرگی می‏بیند، که تنها یک جهت از جهات بسیار آن را به شرح زیر بیان می‏کنیم:</p>
<p style="text-align: right;">اگر انسان نعمت لذیذی خورده، و شکر کند، آن نعمت به واسطه‏ی آن شکر، نور شده، برای او میوه‏ی اُخروی بهشت می‏شود، و با لذت به دست آمده از آن، و با تفکر به این که اثر التفات رحمت <b>ِحضرت حق</b> است، آن میوه برای او لذت و ذوق بزرگ و دایمی دارد، و قسمی از آن نعمت که گنجینه‏ی معنوی بوده، که آسان به دست آمده، و از اعمال برگزیده‏یی می‏باشد، که با عمل کم به دست می‏آید، و مادّه‏ی معنوی هستند، که می‏روند تا به مقامات والا برسند، و قسم مادی و ثفلی (تفاله و مواد زاید) و پوسته‏ی آن نعمت، وظیفه‏شان را به پایان رسانده، و این مواد زاید می‏روند، تا به اصل خود، یعنی به عناصر تبدیل شوند، و اگر شکر نکند، آن لذت گذرا، به واسطه زوال، درد و تأسف را با خود به همراه دارد، و آن نعمت، فضولات می‏شود، و نعمتی که در حکم الماس بود، به زغال تبدیل می‏شود. اما رزق زایل به واسطه شکر، لذت‏های دایمی و میوه‏های باقی می‏دهد، و نعمت بی‏شکر، از بهترین صورت به زشت‏ترین صورت مبدل می‏شود، زیرا از نظر آن شخص غافل، عاقبت رزق، تبدیل شدن به فضولات بعد از یک لذت گذراست.</p>
<p style="text-align: right;">آری، رزق صورتی لایق به عشق دارد، و آن صورت، با شکر دیده می‏شود؛ در غیر این صورت، عشقی که گمراهان و غافلان به رزق دارند، حیوانی‏ست، با توجه به مطالب گفته شده، خود قیاس کنید، که گمراهان و غافلان در چه زیانی هستند.</p>
<p style="text-align: right;">درون انواع ذی‏حیات، محتاج‏ترین آنان به انواع رزق، انسان است، <b>حضرت حق</b> انسان را به گونه‏یی آفرید، که هم آیینه جامع به تمام اسماء‏ست، و هم معجزه‏ی قدرتی می‏باشد، که مالک جهازاتی‏ست، که تمام مدّخرات خزینه <b>رحمت</b> را می‏سنجد، و می‏شناسد، و هم به شمایلِ خلیفه ارض بوده، که حاوی آلت‏هایی‏ست، که تمام ظرافت‏های صنعت و جلوه تمامی اسماء را ترازو می‏کند. به همین سبب احتیاجات بی‏پایانی به او داد، و او را به انواع بی‏شمار مادی و معنوی رزق محتاج کرد؛ بنابراین، انسان به دلیل دارا بودن چنین جامعیتی، واسطه‏یی که بتواند او را به جایگاه والای احسن تقویم برساند، شکر است، و اگر شکر نباشد، به اسفل سافلین افتاده، و مرتکب ظلم بزرگی می‏شود.</p>
<p style="text-align: right;"><b>الحاصل</b></p>
<p style="text-align: right;">بزرگ‏ترین اساس از چهار اساس طریق عبودیت و محبوبیت ـ که برترین و والاترین طریق می‏باشد ـ شکر است، که آن چهار اساس چنین تعبیر شده است:</p>
<p style="text-align: right;"><b>در طریق عجزمندی لازم آمد چهار چیز</b></p>
<p style="text-align: right;"><b>عجز مطلق، فقر مطلق، شوق مطلق، شکر مطلق ای عزیز!</b></p>
<p style="text-align: right;"><b>اَللّهُمَّ اجْعَلْنَا مِنَ الشَّاكِرِينَ بِرَحْمَتِكَ يَا اَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ</b></p>
<p style="text-align: right;"><b>سُبْحَانَكَ لاَ عِلْمَ لَنَا اِلاَّ مَا عَلَّمْتَنَا اِنَّكَ اَنْتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ</b></p>
<p style="text-align: right;"><b>اَللّهُمَّ صَلِّ وَ سَلِّمْ عَلَى سَيِّدِنَا مُحَمَّدٍ سَيِّدِ الشَّاكِرِينَ وَ الْحَامِدِينَ وَ عَلَى آلِهِ وَ صَحْبِهِ اَجْمَعِينَ آمِينَ</b></p>
<p style="text-align: right;"><b>وَ آخِرُ دَعْوَيهُمْ اَنِ الْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ</b></p>
<p style="text-align: right;">***</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://risalainur.com/2024/09/25/%d8%b1%d8%b3%d8%a7%d9%84%d9%87-%d8%b4%da%a9%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>ﺩﺭ ﺷﺐ ﺑﺮﺍﺋﺖ ﻧﻴﺰ ﺛﻮﺍﺏ ﻫﺮ ﻋﻤﻞ ﺻﺎﻟﺢ، ﻭ ﻗﺮﺍﺋﺖ ﻫﺮ ﺣﺮﻑ ﻗﺮﺁﻥ ٠٢ ﻫﺰﺍﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ</title>
		<link>https://risalainur.com/2018/04/30/%ef%ba%a9%ef%ba%ad-%ef%ba%b7%ef%ba%90-%ef%ba%91%ef%ba%ae%ef%ba%8d%ef%ba%8b%ef%ba%96-%ef%bb%a7%ef%bb%b4%ef%ba%b0-%ef%ba%9b%ef%bb%ae%ef%ba%8d%ef%ba%8f-%ef%bb%ab%ef%ba%ae-%ef%bb%8b%ef%bb%a4%ef%bb%9e/</link>
					<comments>https://risalainur.com/2018/04/30/%ef%ba%a9%ef%ba%ad-%ef%ba%b7%ef%ba%90-%ef%ba%91%ef%ba%ae%ef%ba%8d%ef%ba%8b%ef%ba%96-%ef%bb%a7%ef%bb%b4%ef%ba%b0-%ef%ba%9b%ef%bb%ae%ef%ba%8d%ef%ba%8f-%ef%bb%ab%ef%ba%ae-%ef%bb%8b%ef%bb%a4%ef%bb%9e/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[AhmedHamdi]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 30 Apr 2018 10:42:12 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[Genel]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.risalainur.com/?p=192</guid>

					<description><![CDATA[ﺑِﺎﺳْﻤِﻪِ ﺳُﺒْﺤَﺎﻧَﻪُ ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻥ ﻋﺰﻳﺰ ﻭ ﺻﺪﻳﻘﻢ، ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﻫﻢ ﺩﺭﺳﻢ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﻳﻮﺳﻔﻴﻪ ﺷﺐ ﭘﻴﺶ ﺭﻭ ﺷﺐ ﺑﺮﺍﺋﺖ ﺍﺳﺖ ﭘﺎﻧﺰﺩﻫﻤﻴﻦ ﺷﺐ ﻣﺎﻩ ﺷﻌﺒﺎﻥ .ﻡ. ﺷﺒﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻣﺜﺎﺑﻪ ﻣﻐﺰ ﻭ ﻫﺴﺘﻪ ﻳﻲ ﺩﺭ ﻃﻮﻝ ﺳﺎﻝ ﻣﻲ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻧﻈﺮ ﻛﻪ ﺍﺯ ﻧﻮﻉ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻣﻘﺪﺭﺍﺕ ﺑﺸﺮ ﺍﺳﺖ ﺗﻘﺪﺱ ﺷﺐ [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;">ﺑِﺎﺳْﻤِﻪِ ﺳُﺒْﺤَﺎﻧَﻪُ</p>
<p style="text-align: right;">ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻥ ﻋﺰﻳﺰ ﻭ ﺻﺪﻳﻘﻢ، ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﻫﻢ ﺩﺭﺳﻢ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﻳﻮﺳﻔﻴﻪ<br />
ﺷﺐ ﭘﻴﺶ ﺭﻭ ﺷﺐ ﺑﺮﺍﺋﺖ ﺍﺳﺖ<br />
ﭘﺎﻧﺰﺩﻫﻤﻴﻦ ﺷﺐ ﻣﺎﻩ ﺷﻌﺒﺎﻥ .ﻡ.<br />
ﺷﺒﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻣﺜﺎﺑﻪ ﻣﻐﺰ ﻭ ﻫﺴﺘﻪ ﻳﻲ ﺩﺭ ﻃﻮﻝ ﺳﺎﻝ ﻣﻲ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻧﻈﺮ ﻛﻪ ﺍﺯ ﻧﻮﻉ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻣﻘﺪﺭﺍﺕ ﺑﺸﺮ ﺍﺳﺖ ﺗﻘﺪﺱ ﺷﺐ ﻗﺪﺭ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﺍﺳﺖ؛ ﻫﻢ ﭼﻨﺎﻥ ﻛﻪ ﺛﻮﺍﺏ ﻫﺮ ﻛﺎﺭ ﻧﻴﻚ ﺩﺭ ﺷﺐ ﻗﺪﺭ ٠٣ ﻫﺰﺍﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ﺩﺭ ﺷﺐ ﺑﺮﺍﺋﺖ ﻧﻴﺰ ﺛﻮﺍﺏ ﻫﺮ ﻋﻤﻞ ﺻﺎﻟﺢ، ﻭ ﻗﺮﺍﺋﺖ ﻫﺮ ﺣﺮﻑ ﻗﺮﺁﻥ ٠٢ ﻫﺰﺍﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ. ﺛﻮﺍﺏ ﺣﺴﻨﺎﺕ ﺩﺭ ﺳﺎﻳﺮ ﻣﺎﻩ ﻫﺎ ﺍﮔﺮ ﺩﻩ ﺑﺎﺷﺪ ﺩﺭ ﻣﺎﻩ ﻫﺎﻱ ﺳﻪ ﮔﺎﻧﻪ ﺻﺪ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻭ ﻫﺰﺍﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ؛ ﻭ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺷﺐ ﻫﺎﻱ ﻣﺸﻬﻮﺭ ﻣﻘﺪﺱ ﺑﻪ ٠١ ﻫﺰﺍﺭ ﻭ ٠٢ ﻫﺰﺍﺭ ﻭ ٠٣ ﻫﺰﺍﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺍﻓﺰﺍﻳﺶ ﻣﻲ ﻳﺎﺑﺪ. ﻋﺒﺎﺩﺕ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺷﺐ ﻫﺎ ﻣﻤﻜﻦ ﺍﺳﺖ ﺣﻜﻢ ٠٥ ﺳﺎﻝ ﻋﺒﺎﺩﺕ ﺭﺍ ﺑﻴﺎﺑﺪ. ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺍﮔﺮ ﺩﺭ ﺣﺪ ﺗﻮﺍﻥ ﺑﻪ ﻗﺮﺍﺋﺖ ﻗﺮﺁﻥ ﻭ ﻃﻠﺐ ﺍﺳﺘﻐﻔﺎﺭ ﻭ ﺫﻛﺮ ﺻﻠﻮﺍﺕ ﺑﭙﺮﺩﺍﺯﻳﻢ ﻧﻔﻊ ﻣﻌﻨﻮﻱ ﻓﺮﺍﻭﺍﻧﻲ ﺧﻮﺍﻫﻴﻢ ﺑﺮﺩ</p>
<p style="text-align: left;">سعید نورسی</p>
<p>&nbsp;</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://risalainur.com/2018/04/30/%ef%ba%a9%ef%ba%ad-%ef%ba%b7%ef%ba%90-%ef%ba%91%ef%ba%ae%ef%ba%8d%ef%ba%8b%ef%ba%96-%ef%bb%a7%ef%bb%b4%ef%ba%b0-%ef%ba%9b%ef%bb%ae%ef%ba%8d%ef%ba%8f-%ef%bb%ab%ef%ba%ae-%ef%bb%8b%ef%bb%a4%ef%bb%9e/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>ضمیمه‏ی نامه به دختران جوان نورجی</title>
		<link>https://risalainur.com/2018/02/26/%d8%b6%d9%85%db%8c%d9%85%d9%87%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%ac%d9%88%d8%a7%d9%86-%d9%86%d9%88%d8%b1%d8%ac%db%8c/</link>
					<comments>https://risalainur.com/2018/02/26/%d8%b6%d9%85%db%8c%d9%85%d9%87%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%ac%d9%88%d8%a7%d9%86-%d9%86%d9%88%d8%b1%d8%ac%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[AhmedHamdi]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 26 Feb 2018 07:02:25 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[Genel]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.risalainur.com/?p=181</guid>

					<description><![CDATA[بخشی از نامه‏یی‏ست که زمانی برای شما فرستاده شده بود می‏اندیشیدم زنان سالمندی که در این شهر به رساله نور گرویده‏اند از ثبات برخوردارند و مانند دیگران متزلزل نیستند. ناگهان با حدیث شریف «عَلَیکُم بِدیِنِ العَجَایِز» تذکر داده شد؛ یعنی در آخر الزمان از دینداری صمیمی و اعتقاد محکم زنان [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;">بخشی از نامه‏یی‏ست که زمانی برای شما فرستاده شده بود</p>
<p style="text-align: right;">می‏اندیشیدم زنان سالمندی که در این شهر به رساله نور گرویده‏اند از ثبات برخوردارند و مانند دیگران متزلزل نیستند. ناگهان با حدیث شریف «عَلَیکُم بِدیِنِ العَجَایِز» تذکر داده شد؛ یعنی در آخر الزمان از دینداری صمیمی و اعتقاد محکم زنان سالمند تبعیت کنید. هم‌چنان که زنان سالمند به لحاظ فطری ضعیف و حساس و مهربان هستند و بیش از دیگران نیازمند تسلی و نورانیت دینی می‏باشند؛ به سبب شفقت فطری خود نیز بیش از دیگران نیازمند التفات و مرحمت و رحمت و نور تسلی بی پایان  شفقت پرور دینی و نقطه استناد و استمداد هستند بنابراین برخوردار شدن از ثبات در این امر مقتضای فطری آنان است، لذا رساله نور که در زمانه کنونی به نیازهای مذکور پاسخ کامل می‏دهد، بیش از هر چیز دیگر مورد پسند روح آنان قرار می‏گیرد و بر دل‌شان می‏نشیند.</p>
<p style="text-align: left;">سعید نورسی</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://risalainur.com/2018/02/26/%d8%b6%d9%85%db%8c%d9%85%d9%87%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%ac%d9%88%d8%a7%d9%86-%d9%86%d9%88%d8%b1%d8%ac%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>حس چشایی دهان، دربان بوده، و معده از نقطه نظر اداره‏ی جسم بدن حاکم و سرور است</title>
		<link>https://risalainur.com/2017/07/25/%d8%ad%d8%b3-%da%86%d8%b4%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%af%d9%87%d8%a7%d9%86%d8%8c-%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d9%88%d8%af%d9%87%d8%8c-%d9%88-%d9%85%d8%b9%d8%af%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%d9%82%d8%b7/</link>
					<comments>https://risalainur.com/2017/07/25/%d8%ad%d8%b3-%da%86%d8%b4%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%af%d9%87%d8%a7%d9%86%d8%8c-%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d9%88%d8%af%d9%87%d8%8c-%d9%88-%d9%85%d8%b9%d8%af%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%d9%82%d8%b7/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[AhmedHamdi]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 25 Jul 2017 11:50:54 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[Genel]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.risalainur.com/?p=175</guid>

					<description><![CDATA[نکته دوم فاطر حکیم وجود انسان را به صورت یک قصر کامل و هم‏چون یک شهر منظم خلق کرد، حس چشایی دهان را یک دربان و اعصاب و رگ‏ها را  هم‏چون تلفن و تلگراف به عنوان وسیله‏ی مخابره قوه‏ی ذایقه با مرکز بدن ـ که معده است ـ قرار داد، [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><b>نکته دوم</b></p>
<p style="text-align: right;"><b>فاطر حکیم</b> وجود انسان را به صورت یک قصر کامل و هم‏چون یک شهر منظم خلق کرد، حس چشایی دهان را یک دربان و اعصاب و رگ‏ها را  هم‏چون تلفن و تلگراف به عنوان وسیله‏ی مخابره قوه‏ی ذایقه با مرکز بدن ـ که معده است ـ قرار داد، که به وسیله‏ی آن رگ‏ها، از ماده‏یی که وارد دهان می‏شود، خبر می‏دهد، اگر آن ماده مورد نیاز معده نباشد، به بدن می‏گوید: «ممنوع است» و آن را بیرون می‏اندازد. و البته گاهی آن ماده علاوه بر این ‏که منفعتی برای بدن ندارد، مضر و تلخ نیز هست، که آن را به سرعت بیرون انداخته، و آن را تُف می‏کند.</p>
<p style="text-align: right;">پس حال که حس چشایی دهان، دربان بوده، و معده از نقطه نظر اداره‏ی جسم بدن حاکم و سرور است، پس هدایایی که به آن قصر و یا آن شهر آورده شده، و به حاکم قصر داده می‏شود، اگر ارزشی برابر با <b>«صد»</b> داشته‏باشد، تنها <b>«پنج»</b> آن ـ و آن هم به شکل بخشش ـ به دربان تعلق می‏گیرد، و بیش از آن نمی‏تواند تعلق گیرد، تا دربان مغرور نگشته، و از حدود خود خارج نشده، و وظیفه‏اش را فراموش نکند، و اخلال‏گرهایی را که سهم بیشتری می‏دهند، به درون قصر وارد نکند.</p>
<p style="text-align: right;">پس بنا به سرّ ذکر شده، اکنون دو لُقمه را در خیال خود تجسم می‏کنیم، اگر یک لقمه از مواد مغذی هم‏چون پنیر و تخم‏مرغ با ارزش چهل ریال، و لقمه‏ی دیگر، شیرینی باقلوا با ارزش صد ریال باشد، این دو لقمه قبل از ورود به دهان، از دید بدن فرقی با هم نداشته، و مساوی هستند، و بعد از وارد شدن به دهان، باز هم از نظر تغذیه بدن مساوی بوده، و حتی گاهی پنیر چهل ریالی تغذیه مناسب‏تری محسوب می‏شود، اما از لحاظ لذت حس چشایی دهان، تفاوتی چند ثانیه‏یی دارند، پس خود قیاس کنید، تنها به خاطر چند ثانیه لذت، ترجیح صد ریال به چهل ریال چه اسراف بی‏خود و زیانمندی‏ست. پس با این که لازم است، هدیه‏ی حاکم قصر، چهل ریال باشد، اگر به دربان سهمی نُه برابر بیش از حق او بخشش شود، دربان از حدود خود تجاوز کرده، و می‏گوید: «من حاکم هستم.» و آن کس که شیرینی و بخشش بیشتری به او دهد، او را به درون وارد می‏کند، و باعث اختلال شده، و آتش‏سوزی به بار می‏آورد، و انسان را مجبور می‏کند، تا بگوید: <b>«به دادم برسید، دکتر بیاورید، تا تب بدنم را پایین بیاورد، و آتش وجودم را خاموش کند.»</b></p>
<p style="text-align: right;">آری، اقتصاد و قناعت، حرکتی موافق با <b>حکمتِ الهی‏ست</b>، چون حس چشایی را در حکم دربان می‏بیند، و مناسب با وظیفه‏ی او، بخشش می‏کند، اما اسراف، چون حرکتی بر ضد آن حکمت است، سریع سیلی می‏خورد، و معده را به هم ریخته، و اشتهای واقعی خود را از دست می‏دهد، و به خاطر اشتهای کاذب و ساختگی که از تنوع در غذا به وجود می‏آید، و با خوراندن آن اطعام سبب هضم نشدن غذا شده، و انسان را بیمار می‏کند.</p>
<p>سعید نورسی</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://risalainur.com/2017/07/25/%d8%ad%d8%b3-%da%86%d8%b4%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%af%d9%87%d8%a7%d9%86%d8%8c-%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d9%88%d8%af%d9%87%d8%8c-%d9%88-%d9%85%d8%b9%d8%af%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%d9%82%d8%b7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>اقتصاد هم یک شکر معنوی، هم حرمت به رحمت الهی موجود در نعمت‏ها</title>
		<link>https://risalainur.com/2017/07/25/%d8%a7%d9%82%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%af-%d9%87%d9%85-%db%8c%da%a9-%d8%b4%da%a9%d8%b1-%d9%85%d8%b9%d9%86%d9%88%db%8c%d8%8c-%d9%87%d9%85-%d8%ad%d8%b1%d9%85%d8%aa-%d8%a8%d9%87-%d8%b1%d8%ad%d9%85%d8%aa/</link>
					<comments>https://risalainur.com/2017/07/25/%d8%a7%d9%82%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%af-%d9%87%d9%85-%db%8c%da%a9-%d8%b4%da%a9%d8%b1-%d9%85%d8%b9%d9%86%d9%88%db%8c%d8%8c-%d9%87%d9%85-%d8%ad%d8%b1%d9%85%d8%aa-%d8%a8%d9%87-%d8%b1%d8%ad%d9%85%d8%aa/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[AhmedHamdi]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 25 Jul 2017 11:31:32 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[Genel]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.risalainur.com/?p=170</guid>

					<description><![CDATA[بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ كُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لاَ تُسْرِفُوا نکته اول خالق رحیم در برابر نعمت‏هایی که به نوع بشر داده است، شکر می‏خواهد، و اسراف، ضد شکر بوده، و در برابر نعمت، استخفافی زیان‏آور است، اما اقتصاد، احترامی سودمند در برابر نعمت است. آری، اقتصاد هم یک شکر [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><span style="color: #ff0000;">بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ</span></p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #ff0000;">كُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لاَ تُسْرِفُوا</span></p>
<p style="text-align: center;"><b>نکته اول</b></p>
<p style="text-align: right;"><b>خالق رحیم</b> در برابر نعمت‏هایی که به نوع بشر داده است، شکر می‏خواهد، و اسراف، ضد شکر بوده، و در برابر نعمت، استخفافی زیان‏آور است، اما اقتصاد، احترامی سودمند در برابر نعمت است.</p>
<p style="text-align: right;">آری، اقتصاد هم یک شکر معنوی، هم حرمت به <b>رحمت الهی</b> موجود در نعمت‏ها، هم به قطع سبب برکت، هم برای بدن مانند پرهیز، مدار صحت و سلامتی، هم با رها کردن از ذلتِ گدایی معنوی، سبب عزت بوده، و هم در ایجاد حس لذت درون نعمت و نیز چشاندن لذت نعمت‏هایی که در ظاهر لذتی ندارند، نقش نیرومند و موثری دارد، اما اسراف، چون مخالف با حکمت‏های ذکر شده است، نتایج وخیمی دارد.</p>
<p style="text-align: left;">سعید نورسی</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://risalainur.com/2017/07/25/%d8%a7%d9%82%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%af-%d9%87%d9%85-%db%8c%da%a9-%d8%b4%da%a9%d8%b1-%d9%85%d8%b9%d9%86%d9%88%db%8c%d8%8c-%d9%87%d9%85-%d8%ad%d8%b1%d9%85%d8%aa-%d8%a8%d9%87-%d8%b1%d8%ad%d9%85%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>در سوره‏ی «رحمان» به شدّت و با تأکید وحشت‏برانگیزی سی و یک بار با این آیه تهدید می‏کند، و ناشکری را تکذیب و نفی می‏نماید</title>
		<link>https://risalainur.com/2017/07/25/%d8%af%d8%b1-%d8%b3%d9%88%d8%b1%d9%87%db%8c-%d8%b1%d8%ad%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%b4%d8%af%d9%91%d8%aa-%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d8%aa%d8%a3%da%a9%db%8c%d8%af-%d9%88%d8%ad/</link>
					<comments>https://risalainur.com/2017/07/25/%d8%af%d8%b1-%d8%b3%d9%88%d8%b1%d9%87%db%8c-%d8%b1%d8%ad%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%b4%d8%af%d9%91%d8%aa-%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d8%aa%d8%a3%da%a9%db%8c%d8%af-%d9%88%d8%ad/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[AhmedHamdi]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 25 Jul 2017 10:17:13 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[Genel]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.risalainur.com/?p=167</guid>

					<description><![CDATA[بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ وَ اِنْ مِنْ شَيْءٍ اِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ قرآن معجزالبیان با تکرار آیاتی هم‏چون: اَفَلاَ يَشْكُرُونَ ٭اَفَلاَ يَشْكُرُونَ ٭وَسَنَجْزِى الشَّاكِرِينَ ٭لَئِنْ شَكَرْتُمْ َلاَزِيدَنَّكُمْ ٭بَلِ اللّهَ فَاعْبُدْ وَ كُنْ مِنَ الشَّاكِرِينَ٭ نشان می‏دهد، خالق رحمان مهم‏ترین کاری که از بنده‏اش می‏خواهد، شکر است، و در فرقانِ حکیم با [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 1.5em; border: 0px; font-size: 16px; font-style: normal; font-weight: normal; outline: 0px; padding: 0px; vertical-align: baseline; color: #404040; font-family: 'Helvetica Neue', Helvetica, Arial, sans-serif; font-variant-ligatures: normal; font-variant-caps: normal; letter-spacing: normal; orphans: 2; text-indent: 0px; text-transform: none; white-space: normal; widows: 2; word-spacing: 0px; -webkit-text-stroke-width: 0px; background-color: #ffffff; text-decoration-style: initial; text-decoration-color: initial; text-align: center;"><span style="color: #ff0000;">بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ</span></p>
<p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 1.5em; border: 0px; font-size: 16px; font-style: normal; font-weight: normal; outline: 0px; padding: 0px; vertical-align: baseline; color: #404040; font-family: 'Helvetica Neue', Helvetica, Arial, sans-serif; font-variant-ligatures: normal; font-variant-caps: normal; letter-spacing: normal; orphans: 2; text-indent: 0px; text-transform: none; white-space: normal; widows: 2; word-spacing: 0px; -webkit-text-stroke-width: 0px; background-color: #ffffff; text-decoration-style: initial; text-decoration-color: initial; text-align: center;"><span style="color: #ff0000;">وَ اِنْ مِنْ شَيْءٍ اِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ</span></p>
<p style="text-align: right;">قرآن معجزالبیان با تکرار آیاتی هم‏چون:</p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #ff0000; font-family: 'Helvetica Neue', Helvetica, Arial, sans-serif; font-size: 16px; font-style: normal; font-variant-ligatures: normal; font-variant-caps: normal; font-weight: normal; letter-spacing: normal; orphans: 2; text-align: center; text-indent: 0px; text-transform: none; white-space: normal; widows: 2; word-spacing: 0px; -webkit-text-stroke-width: 0px; background-color: #ffffff; text-decoration-style: initial; text-decoration-color: initial; display: inline !important; float: none;">اَفَلاَ يَشْكُرُونَ ٭اَفَلاَ يَشْكُرُونَ ٭وَسَنَجْزِى الشَّاكِرِينَ ٭لَئِنْ شَكَرْتُمْ َلاَزِيدَنَّكُمْ ٭بَلِ اللّهَ فَاعْبُدْ وَ كُنْ مِنَ الشَّاكِرِينَ٭</span></p>
<p style="text-align: right;">نشان می‏دهد، <b>خالق رحمان</b> مهم‏ترین کاری که از بنده‏اش می‏خواهد، شکر است، و در فرقانِ حکیم با اهمیت بسیار به شکر دعوت می‏کند. و شکر نکردن را به صورت تکذیب و انکار نعمت نشان داده، و با فرمان <span style="color: #ff0000; font-family: 'Helvetica Neue', Helvetica, Arial, sans-serif; font-size: 16px; font-style: normal; font-variant-ligatures: normal; font-variant-caps: normal; font-weight: normal; letter-spacing: normal; orphans: 2; text-align: start; text-indent: 0px; text-transform: none; white-space: normal; widows: 2; word-spacing: 0px; -webkit-text-stroke-width: 0px; background-color: #ffffff; text-decoration-style: initial; text-decoration-color: initial; display: inline !important; float: none;">فَبِاَىِّ آلاَءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ</span> در سوره‏ی <b>«رحمان»</b> به شدّت و با تأکید وحشت‏برانگیزی <b>سی و یک</b> بار با این آیه تهدید می‏کند، و ناشکری را تکذیب و نفی می‏نماید.</p>
<p style="text-align: right;">آری، همان‏گونه که قرآن حکیم شکر را <b>نتیجه‏ی خلقت</b> نشان می‏دهد، این کاینات نیز که قرآن کبیر است، نشان می‏دهد: مهم‏ترین نتیجه‏ی خلقت عالم، شکر است، زیرا اگر به کاینات دقت شود، مشاهده خواهد شد، هرآن‏چه کاینات را تشکیل می‏دهد، به گونه‏یی که شکر را نتیجه دهد، به نسبت درجات خود، تاحدودی نظر به شکر دارد، و چهره‏اش متوجه اوست، گویا مهم‏ترین میوه شجره‏ی خلقت، شکر است، و مهم‏ترین محصولی که از کاینات به دست می‏آید، شکر است، زیرا در خلقت عالم مشاهده می‏کنیم، موجودات عالم به شکل یک دایره تشکیل شده، که درون آن دایره، حیات به عنوان نقطه‏ی مرکزی خلق شده است، تمام موجودات، نظر به حیات دارند، و به حیات خدمت می‏کنند، و لوازم مورد نیاز حیات را می‏رسانند، پس ذاتی که کاینات را خلق کرده، در آن دایره، حیات را انتخاب کرده است.</p>
<p style="text-align: right;"> سپس مشاهده می‏کنیم، عالم‏های ذی‏حیات را به صورت دایره ایجاد کرده، و انسان را در نقطه‏ی مرکزی آن قرار می‏دهد، گویا غایت‏هایی که مقصود ذی‏حیات بودند، در او تمرکز کرده‏اند، و تمام ذی‏حیات را در اطراف او جمع کرده، و آنان را خدمتکار و مسخر او می‏کند، و او را حاکم آنان قرار می‏دهد، پس <b>خالق</b> <b>ذوالجلال</b> از میان ذی‏حیات، انسان را انتخاب کرده، و در عالم، به او اراده و اختیار می‏دهد.</p>
<p style="text-align: right;">سپس مشاهده می‏کنیم، که در عالم انسان بلکه در عالم حیوانات یک دایره تشکیل شده، و نقطه‏ی مرکزی آن رزق تعیین شده است، و درون تمام انسان‏ها و حتی حیوانات، محبت به رزق را به وجود آورده، و عموم آنان را خادم و مسخر آن کرده است، و رزق در بین آنان حکم می‏کند، و رزق را آن‏گونه خزینه‏یی وسیع و غنی قرار داده، که جامع به نعمات بسیاری‏ست، حتی برای شناخت طعم یک نوع از انواع رزق، در زبان در جهازی به نام حس چشایی، ترازوهای معنوی ظریفی به تعداد طعم‏ها گذارده شده است، پس در کاینات عجیب‏ترین، غنی‏ترین، شیرین‏ترین، جامع‏ترین و بدیع‏ترین حقیقت، رزق است.</p>
<p style="text-align: right;">اکنون مشاهده می‏کنیم، همان‏گونه که هر چیز در اطراف رزق جمع شده است، و نظر به آن دارد، رزق نیز با تمام انواع خود معناً و مادۀً، حالاً و قالاً با شکر قائم است، و با شکر به دست می‏آید، و شکر را به ما می‏رساند، و شکر را نشان می‏دهد، زیرا اشتها و اشتیاق به رزق، یک نوع شکر فطری‏ست، و تلذذ و ذوق نیز یک شکر غیرِشعوری‏ست، که این نوع شکر در تمام حیوانات موجود است، فقط انسان با ضلالت و کفر، ماهیت فطری شکر را تغییر داده، و از شکر به شرک وارد می‏شود؛ هم‏چنین در نعمات رزق، شکل‏های تزیین شده، رایحه‏های خوش‏بو و طعم‏های خوش‏مزه، دعوت‏کنندگان به شکر هستند، و ذی‏حیات را به اشتیاق دعوت کرده، و با آن اشتیاق، به نوعی ستایش و احترام سوق داده، و سبب می‏شود، موجودات شکر معنوی کنند. و نظرِ دقت ذی‏شعور را جلب کرده، و به ستایش میل می‏دهد، و آنان را به احترام به نعمت‏ها تشویق می‏کند، و این‏گونه قالاً و فعلاً (باگفتار و کردار) به شکر ارشاد می‏کند، و سبب شکر می‏شود، و درون شکر، بهترین و شیرین‏ترین لذت و ذوق شکر را در آن می‏چشاند، یعنی نشان می‏دهد، این رزق و نعمت، با آن که ظاهراً لذت گذرا و موقتی دارد، اما به وسیله شکر، سبب کسب <b>التفات رحمانی</b> می‏شود، که دایمی و حقیقی‏ست، و لذت و ذوقی بی‏شمار دارد، یعنی سبب می‏شود، به التفات بی‏شمار و پرلذت رحمتِ گنجینه‏های <b>مالک کریم</b> تفکر شود، و در این دنیا نیز لذت باقیِ بهشت را می‏چشاند. پس رزق، در حالی که به واسطه‏ی شکر آن‏گونه گنجینه‏ی جامعِ باارزش و غنی می‏شود، با ناشکری نیز به درجات بی‏نهایت پایینی سقوط می‏کند.</p>
<p style="text-align: right;">همان‏گونه که در <b>«کلام ششم»</b> بیان شد، هنگامی که حس چشایی زبان به نام <b>حضرت حق</b>، یعنی متوجه وظیفه‏ی معنوی شکر باشد، حسس چشایی زبان در حکم مفتّشِ شاکر و ناظرِ والامقام ِسپاسگزار <b>رحمت بی‏نهایت الهی‏ست</b>، اما اگر به نام نفس باشد، یعنی اگر به شکرِ رزق <b>منعم</b> فکر نکرده، و متوجه به آن نباشد، حس چشایی زبان از مقام ناظرِ والامقام به مقام نگهبان کارخانه بطن و دربان طویله‏ی معده سقوط می‏کند، بدین‏ترتیب همان‏طور که این خدمتکار به رزق، با ناشکری به چنین مرتبه‏یی سقوط می‏کند، همان‏گونه نیز ماهیت رزق و سایر خدمه آن هم سقوط می‏کنند، و از والاترین مقام به پست‏ترین مقام فرود می‏آیند، و به وضعیتی برضد و مخالف با حکمتِ <b>خالق کاینات</b> دچار می‏شوند.</p>
<p style="text-align: right;">مقیاس شکر، قناعت و اقتصاد و رضا و خشنودی‏ست، و ترازوی میزان ناشکری، حرص و اسراف و بی‏حرمتی‏ و بی‏اعتنایی به حلال و حرام و خوردن هر چیزی‏ست.</p>
<p style="text-align: right;">آری، حرص، هم ناشکری بوده، هم سبب محرومیت شده، و هم واسطه‏ی ذلت است. حتی مورچه این حیوان مبارک که دارای حیات اجتماعی‏ست، گویا به خاطر حرص است، که در زیر پا له می‏شود، زیرا با آن که چند دانه گندم برای او کافی‏ست، قناعت نکرده، و اگر از دستش برآید، صدها دانه جمع می‏کند، اما زنبور عسل، گویا به خاطر قناعت اوست، که بر بالای سر همه پرواز می‏کند، و چون قناعت می‏کند، با <b>امر الهی</b> عسل را به انسان‏ها احسان کرده، و می‏خوراند.</p>
<p style="text-align: right;">آری، بعد از لفظ <b>الله</b> که عَلَمِ ذاتی ذات اقدس و اعظمی‏ترین اسم اوست، <b>اسم</b> <b>رحمن</b> که از اعظم‏ترین اسم‏هاست، به رزق نظر داشته، و با شکر درون رزق، به آن (مقام اسم رحمن) رسیده است، و هم آشکارترین معنای <b>رحمان</b>، رزاق است.</p>
<p style="text-align: right;">هم‏چنین شکر انواع دارد، و جامع‏ترین و فهرستِ عمومی آن انواع، نماز است.</p>
<p style="text-align: right;">هم‏چنین درون شکر، یک ایمان پاکیزه و تام، و یک توحید خالص موجود است، زیرا انسانی که سیبی را خورده، و <b>«الحمدلله»</b> می‏گوید، با آن شکر، اعلان می‏کند: «آن سیب، مستقیم و بی‏واسطه، یادگار دست <b>قدرت</b> بوده، و مستقیم و بی‏واسطه، هدیه‏ی خزینه <b>رحمت</b> است»  و با چنین سخن و با چنین اعتقادی می‏داند، هرچیز ـ چه جزیی باشد، چه کلی ـ از طرف دست <b>قدرت</b> او داده می‏شود، و نیز جلوه‏های <b>رحمت</b> را در هرچیز می‏داند، و ایمانی حقیقی و توحید خالصی را با شکرش بیان می‏دارد.</p>
<p style="text-align: right;">انسان غافل، با کفران نعمت، زیان بزرگی می‏بیند، که تنها یک جهت از جهات بسیار آن را به شرح زیر بیان می‏کنیم:</p>
<p style="text-align: right;">اگر انسان نعمت لذیذی خورده، و شکر کند، آن نعمت به واسطه‏ی آن شکر، نور شده، برای او میوه‏ی اُخروی بهشت می‏شود، و با لذت به دست آمده از آن، و با تفکر به این که اثر التفات رحمت <b>ِحضرت حق</b> است، آن میوه برای او لذت و ذوق بزرگ و دایمی دارد، و قسمی از آن نعمت که گنجینه‏ی معنوی بوده، که آسان به دست آمده، و از اعمال برگزیده‏یی می‏باشد، که با عمل کم به دست می‏آید، و مادّه‏ی معنوی هستند، که می‏روند تا به مقامات والا برسند، و قسم مادی و ثفلی (تفاله و مواد زاید) و پوسته‏ی آن نعمت، وظیفه‏شان را به پایان رسانده، و این مواد زاید می‏روند، تا به اصل خود، یعنی به عناصر تبدیل شوند، و اگر شکر نکند، آن لذت گذرا، به واسطه زوال، درد و تأسف را با خود به همراه دارد، و آن نعمت، فضولات می‏شود، و نعمتی که در حکم الماس بود، به زغال تبدیل می‏شود. اما رزق زایل به واسطه شکر، لذت‏های دایمی و میوه‏های باقی می‏دهد، و نعمت بی‏شکر، از بهترین صورت به زشت‏ترین صورت مبدل می‏شود، زیرا از نظر آن شخص غافل، عاقبت رزق، تبدیل شدن به فضولات بعد از یک لذت گذراست.</p>
<p style="text-align: right;">آری، رزق صورتی لایق به عشق دارد، و آن صورت، با شکر دیده می‏شود؛ در غیر این صورت، عشقی که گمراهان و غافلان به رزق دارند، حیوانی‏ست، با توجه به مطالب گفته شده، خود قیاس کنید، که گمراهان و غافلان در چه زیانی هستند.</p>
<p style="text-align: right;">درون انواع ذی‏حیات، محتاج‏ترین آنان به انواع رزق، انسان است، <b>حضرت حق</b> انسان را به گونه‏یی آفرید، که هم آیینه جامع به تمام اسماء‏ست، و هم معجزه‏ی قدرتی می‏باشد، که مالک جهازاتی‏ست، که تمام مدّخرات خزینه <b>رحمت</b> را می‏سنجد، و می‏شناسد، و هم به شمایلِ خلیفه ارض بوده، که حاوی آلت‏هایی‏ست، که تمام ظرافت‏های صنعت و جلوه تمامی اسماء را ترازو می‏کند. به همین سبب احتیاجات بی‏پایانی به او داد، و او را به انواع بی‏شمار مادی و معنوی رزق محتاج کرد؛ بنابراین، انسان به دلیل دارا بودن چنین جامعیتی، واسطه‏یی که بتواند او را به جایگاه والای احسن تقویم برساند، شکر است، و اگر شکر نباشد، به اسفل سافلین افتاده، و مرتکب ظلم بزرگی می‏شود.</p>
<p style="text-align: right;"><b>الحاصل</b></p>
<p style="text-align: right;">بزرگ‏ترین اساس از چهار اساس طریق عبودیت و محبوبیت ـ که برترین و والاترین طریق می‏باشد ـ شکر است، که آن چهار اساس چنین تعبیر شده است:</p>
<p style="text-align: right;"><b>در طریق عجزمندی لازم آمد چهار چیز</b></p>
<p style="text-align: right;"><b>عجز مطلق، فقر مطلق، شوق مطلق، شکر مطلق ای عزیز<span style="color: #ff0000;">!</span></b></p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #ff0000;"><b>اَللّهُمَّ اجْعَلْنَا مِنَ الشَّاكِرِينَ بِرَحْمَتِكَ يَا اَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ</b></span></p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #ff0000;"><b>سُبْحَانَكَ لاَ عِلْمَ لَنَا اِلاَّ مَا عَلَّمْتَنَا اِنَّكَ اَنْتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ</b></span></p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #ff0000;"><b>اَللّهُمَّ صَلِّ وَ سَلِّمْ عَلَى سَيِّدِنَا مُحَمَّدٍ سَيِّدِ الشَّاكِرِينَ وَ الْحَامِدِينَ وَ عَلَى آلِهِ وَ صَحْبِهِ اَجْمَعِينَ آمِينَ</b></span></p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #ff0000;"><b>وَ آخِرُ دَعْوَيهُمْ اَنِ الْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ</b></span></p>
<p style="text-align: left;">سعید نورسی</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://risalainur.com/2017/07/25/%d8%af%d8%b1-%d8%b3%d9%88%d8%b1%d9%87%db%8c-%d8%b1%d8%ad%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%b4%d8%af%d9%91%d8%aa-%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d8%aa%d8%a3%da%a9%db%8c%d8%af-%d9%88%d8%ad/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>سرّ عظیم مناجات و مهم‌ترین وسیله اجابت دعا</title>
		<link>https://risalainur.com/2016/12/16/%d8%b3%d8%b1%d9%91-%d8%b9%d8%b8%db%8c%d9%85-%d9%85%d9%86%d8%a7%d8%ac%d8%a7%d8%aa-%d9%88-%d9%85%d9%87%d9%85%e2%80%8c%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d9%88%d8%b3%db%8c%d9%84%d9%87-%d8%a7%d8%ac%d8%a7%d8%a8/</link>
					<comments>https://risalainur.com/2016/12/16/%d8%b3%d8%b1%d9%91-%d8%b9%d8%b8%db%8c%d9%85-%d9%85%d9%86%d8%a7%d8%ac%d8%a7%d8%aa-%d9%88-%d9%85%d9%87%d9%85%e2%80%8c%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d9%88%d8%b3%db%8c%d9%84%d9%87-%d8%a7%d8%ac%d8%a7%d8%a8/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[AhmedHamdi]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 16 Dec 2016 08:18:55 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[Genel]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.risalainur.com/?p=148</guid>

					<description><![CDATA[&#160; لمعه اول &#160; مناجات حضرت یونس ابن متّا (عَلی نَبیَّنَا و عَلَیهِ الصَّلاة و السَّلام) بزرگ‏ترین مناجات و مهم‌ترین وسیله اجابت دعاست. خلاصه حکایت مشهور حضرت یونس  چنین است: به دریا انداخته شد و ماهی بزرگی او را بلعید؛ در حالی که دریا توفانی بود و شب تاریک [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align: center;"><b>لمعه اول</b></p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="font-weight: 400;">مناجات حضرت یونس ابن متّا (عَلی نَبیَّنَا و عَلَیهِ الصَّلاة و السَّلام) بزرگ‏ترین مناجات و مهم‌ترین وسیله اجابت دعاست. خلاصه حکایت مشهور حضرت یونس  چنین است: به دریا انداخته شد و ماهی بزرگی او را بلعید؛ در حالی که دریا توفانی بود و شب تاریک و هراسناک و او از همه قطع امید کرده بود مناجات </span></p>
<p><span style="color: #ff0000;">لاَ اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ سُبْحَانَكَ اِنِّى كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ</span></p>
<p><span style="font-weight: 400;">به سرعت واسطه نجات او گردید.</span></p>
<p><span style="font-weight: 400;">سرّ عظیم مناجات مذکور این است:</span></p>
<p><span style="font-weight: 400;"> در آن وضعیت تمام اسباب کارایی خود را از دست داده بودند، زیرا او در آن لحظه برای نجات، چنان ذاتی را لازم داشت که حکمش در ماهی و دریا و شب و جوّ آسمان کارگر شود. شب و دریا و ماهی علیه او متفق بودند. ذاتی می‏توانست او را به ساحل سلامت برساند که آن سه را به یکباره مُسخّر امر خود سازد. حتی اگر همه خلق خادم و یاور او می‏بودند باز هم هیچ فایده‏یی نداشت، پس باید گفت اسباب تأثیری ندارند. از آن‌جا که (یونس) به عین الیقین دید هیچ پناهی جز مُسبب الاسباب ندارد، سرّ احدیت در نور توحید ظهور یافت و مناجات مذکور در یک لحظه، شب و دریا و ماهی را مُسخّر ساخت. این مناجات به‏سبب نور توحید، بطن ماهی را چون کشتی زیردریایی قرار داد و دریا را در میانه موج‏های دهشتناکِ چون کوه، با نور توحید چون صحرایی ایمن و میدان پاکیزه‏یی برای گشت و گذار ساخت و با همان نور پهنه آسمان را از ابرها پاک نمود و ماه را چون چراغی بر سرش قرار داد. آفریده‏هایی که از هر سو او را تهدید می‏کردند حالا از هر نظر با او دوست و همراه شده بودند. تا این‌که به ساحل سلامت رسید و زیر شجره يقطين</span><span style="font-weight: 400;"> لطف ربانی را مشاهده کرد.</span></p>
<p><span style="font-weight: 400;">اینک ما در وضعیتی صد برابر وحشتناک‌تر از وضعیت نخست حضرت یونس (ع) به سر می‏بریم. شب ما آینده ماست. آینده ما از نقطه‌نظر غفلت صد برابر تاریک‌تر و وحشتناک‌تر از شب اوست. دریای ما همین کره سرگردان زمین‌مان است. در هر موج این دریا هزاران جنازه وجود دارد و هزاربار بیش‏تر از دریای او ترسناک است. هوای نفسمان ماهی ماست که حیات ابدی ما را تهدید کرده، و درصدد نابودی آن است. این ماهی هزار برابر بیش‏تر از ماهی او ضرر دارد. زیرا ماهی او حیاتی صدساله را از بین می‏برد، اما ماهی ما تلاش می‏کند حیات میلیون ساله را نابود کند.</span></p>
<p><span style="font-weight: 400;">حال که واقعیت وضع ما چنین است در اقتدا به حضرت یونس  باید از همه اسباب و علل قطع امید کرده و مستقیماً به پروردگارمان که مُسبب الاسباب است پناه برده و <span style="color: #ff0000;">لاَ اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ سُبْحَانَكَ اِنِّى كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ</span></span> <span style="font-weight: 400;">بگوییم و به عین الیقین بدانیم که به دلیل غفلت و گمراهی‏‏ست که آینده و دنیا و هوای نفس علیه‌مان دست به دست هم داده‌اند و تنها کسی که قادر به دفع ضررهای آن‌هاست همان ذاتی‏ست که آینده تحت امر او، دنیا تحت حکم او و نفس‌مان تحت اراده او می‏باشد.</span></p>
<p><span style="font-weight: 400;">جز آفریننده آسمان‌ها و زمین کیست که ظریف‌ترین و مخفی‌ترین چیزهایی را که از دلمان می‏گذرد بداند و آینده را با ایجاد آخرت برای ما نورانی کند و ما را از هزاران موج کُشنده دنیا برهاند؟ حاشا! جز ذات واجب الوجود هیچ‌چیز به‌هیچ‌وجه ‏‏بی‌اذن و اراده او نمی‏تواند ما را یاری و نجات دهد.</span></p>
<p><span style="font-weight: 400;">اینک که حقیقت حال ما چنین است و خداوند در نتیجه آن مناجات، ماهی را برای حضرت یونس‏ مرکبی چون زیردریایی قرار داد و دریا را صحرایی زیبا کرد و شب صورت مهتابیِ دل‏نشینی گرفت؛  ما نیز با سرّ همان مناجات باید</span></p>
<p><span style="font-weight: 400;"><span style="color: #ff0000;">لاَ اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ سُبْحَانَكَ اِنِّى كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ</span> بگوییم.  باید  با عبارت <span style="color: #ff0000;">لاَ اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ</span></span><span style="font-weight: 400;"> نظر مرحمت او را به آینده و با کلمه <span style="color: #ff0000;">سُبْحَانَكَ</span></span><span style="font-weight: 400;"> به دنیا و عبارت <span style="color: #ff0000;">اِنِّى كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ</span></span><span style="font-weight: 400;"> به نفس‏مان جلب کنیم، تا آینده‌مان به نور ایمان و درخشش قرآن روشن گردد و ترس و وحشت شب‏های‏مان به مؤانست و هم‏نشینی تبدیل گردد؛ و در دنیا و کره خاکی &#8211; که جنازه‏های فراوانی با تحول همیشگی موت و حیات سوار بر امواج سال‌ها و قرن‏ها &#8211; رهسپار عدم می‏شوند، وارد حقیقت اسلام گردیم که در حکم سفینه‏یی معنوی‏ست و در کارگاه قرآن حکیم ساخته شده، تا به سلامت بر فراز آن دریا گشت و گذاری کنیم و به ساحل امن و سلامت برسیم و وظیفه حیات‏مان پایان یابد. تا توفان‌ها و زلزله‏های آن دریا با نو کردن مناظر گشت و گذار همانند آن چه بر پرده سینما می‏بینیم به جای ترس و وحشت، لذتی عاید نظر عبرت و اندیشه کند و آن را روشنایی دهد، و نفس‏مان به‏واسطه همان سرّ قرآنی و تربیت فرقانی بر ما تسلط نیابد، بلکه برعکس، مرکب‏مان شود و ما آن را تحت اراده خود بگیریم تا به این‌ترتیب واسطه‏یی بیابیم برای دست‏یابی به زندگانی جاویدان.</span></p>
<p><b>نتیجه:</b> <span style="font-weight: 400;">مادام که انسان به اعتبار جامعيت ماهیت خود از بیماری تب و لرز متألم می‏شود از لرزه و تکان‏های شدید زمین و زلزله کبرای کائنات در هنگامه قیامت نیز احساس ناراحتی می‏کند؛ هم‏چنان که از میکروبی بسیار ریز واهمه دارد از ستاره دنباله داری که از اجرام علوی ظهور می‏یابد نیز می‏ترسد؛ به همان ترتیب که خانه خویش را دوست دارد به دنیا نیز علاقمند است؛ هم‏چنان که دل‏بسته باغچه کوچک خود است بهشت جاودان و بی‌انتها را نیز دوست دارد، البته معبود و ملجأ و مقصود و نجات‌دهنده چنین انسانی چنان ذاتی می‏تواند باشد که سرتاسر کائنات در قبضه تصرف او بوده و ذرات و سیارات را تحت فرمان خویش داشته باشد. بی‌تردید چنین انسانی نیازمند است که چون حضرت یونس  دائم ذکر <span style="color: #ff0000;">لاَ اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ سُبْحَانَكَ اِنِّى كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ</span></span><span style="font-weight: 400;"> بگوید.</span></p>
<p><span style="color: #ff0000;">سُبْحَانَكَ لاَ عِلْمَ لَنَا اِلاَّ مَا عَلَّمْتَنَا اِنَّكَ اَنْتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ</span></p>
<p style="text-align: left;"><strong>سعيد نورسى</strong></p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://risalainur.com/2016/12/16/%d8%b3%d8%b1%d9%91-%d8%b9%d8%b8%db%8c%d9%85-%d9%85%d9%86%d8%a7%d8%ac%d8%a7%d8%aa-%d9%88-%d9%85%d9%87%d9%85%e2%80%8c%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d9%88%d8%b3%db%8c%d9%84%d9%87-%d8%a7%d8%ac%d8%a7%d8%a8/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نقطه اي از معرفت الله</title>
		<link>https://risalainur.com/2016/12/12/%d9%86%d9%82%d8%b7%d9%87-%d8%a7%d9%8a-%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%d8%aa-%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87/</link>
					<comments>https://risalainur.com/2016/12/12/%d9%86%d9%82%d8%b7%d9%87-%d8%a7%d9%8a-%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%d8%aa-%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[AhmedHamdi]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 12 Dec 2016 07:18:09 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[Genel]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.risalainur.com/?p=145</guid>

					<description><![CDATA[پرتو دهم همچنانكه زندگي -كه تجلي جمال الهي را نشان مي دهد- يك برهان احديت، بلكه گونه اى تجلّي وحدت است، مرگ نيز كه نشانگر تجلّي جلال الهي است، برهان واحد ديگرى به شمار مي آيد؛ مثلاً: همان طوري كه حباب هاي مواجه با خورشيد كه با تابندگي از سطح [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>پرتو دهم<br />
همچنانكه زندگي -كه تجلي جمال الهي را نشان مي دهد- يك برهان احديت،<br />
بلكه گونه اى تجلّي وحدت است، مرگ نيز كه نشانگر تجلّي جلال الهي است، برهان<br />
واحد ديگرى به شمار مي آيد؛ مثلاً: همان طوري كه حباب هاي مواجه با خورشيد كه<br />
با تابندگي از سطح رودخانة بزرگ مي گذرند و مواد شفاف و درخشندة روي زمين<br />
با نشان دادن تصوير خورشيد و انعكاس نور آن، به وجود خورشيد گواهي مي دهند،<br />
تداوم جلوه ها و تجليات خورشيد به رغم غروب اين قطرات و رفتن اين مواد شفاف<br />
و درخشان و استمرار بي عيب و نقص آن روي قطرات و مواد شفافي كه تازه از راه<br />
رسيده اند نيز شاهد قاطعي است براينكه اين خورشيدكهاي مثالي و شعاعهاي انعكاس<br />
يافته، و انوار مشهودي كه خاموش و روشن مي شوند و تغيير مي كنند و تازه مي شوند<br />
عبارتند از: تجليات يك خورشيد ماندگار، دايمي، عالي، واحد و بي زوال؛ يعني اين<br />
قطرات درخشنده همان گونه كه با ظهور و آمدن خود، وجود خورشيد را نشان مي دهند<br />
با غروب و زوال نيز بقا، دوام و يكي بودن خورشيد را نشان مي دهند.</p>
<p>سعيد نورسى</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://risalainur.com/2016/12/12/%d9%86%d9%82%d8%b7%d9%87-%d8%a7%d9%8a-%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%d8%aa-%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>پندها و اندرزها – استاد بدیع الزمان سعید نورسی</title>
		<link>https://risalainur.com/2016/07/21/%d9%be%d9%86%d8%af%d9%87%d8%a7-%d9%88-%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%b1%d8%b2%d9%87%d8%a7-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%af-%d8%a8%d8%af%db%8c%d8%b9-%d8%a7%d9%84%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d8%b9/</link>
					<comments>https://risalainur.com/2016/07/21/%d9%be%d9%86%d8%af%d9%87%d8%a7-%d9%88-%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%b1%d8%b2%d9%87%d8%a7-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%af-%d8%a8%d8%af%db%8c%d8%b9-%d8%a7%d9%84%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d8%b9/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[AhmedHamdi]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 21 Jul 2016 14:56:00 +0000</pubDate>
				<guid isPermaLink="false">http://www.risalainur.com/?p=69</guid>

					<description><![CDATA[]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><iframe src="https://www.youtube.com/embed/fzetKXh0pnc" width="550" height="400" frameborder="0" allowfullscreen="allowfullscreen"></iframe></p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://risalainur.com/2016/07/21/%d9%be%d9%86%d8%af%d9%87%d8%a7-%d9%88-%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%b1%d8%b2%d9%87%d8%a7-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%af-%d8%a8%d8%af%db%8c%d8%b9-%d8%a7%d9%84%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d8%b9/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>…ثواب اعمال در ماه مبارک رمضان، از یک به هزار می‏رسد، بنا بر نص حدیث، هر حرف قرآن در روزهای عادی، «ده» ثواب دارد، و «ده» حسنه محسوب می‏شود</title>
		<link>https://risalainur.com/2016/07/20/%d8%ab%d9%88%d8%a7%d8%a8-%d8%a7%d8%b9%d9%85%d8%a7%d9%84-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%a7%d9%87-%d9%85%d8%a8%d8%a7%d8%b1%da%a9-%d8%b1%d9%85%d8%b6%d8%a7%d9%86%d8%8c-%d8%a7%d8%b2-%db%8c%da%a9-%d8%a8/</link>
					<comments>https://risalainur.com/2016/07/20/%d8%ab%d9%88%d8%a7%d8%a8-%d8%a7%d8%b9%d9%85%d8%a7%d9%84-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%a7%d9%87-%d9%85%d8%a8%d8%a7%d8%b1%da%a9-%d8%b1%d9%85%d8%b6%d8%a7%d9%86%d8%8c-%d8%a7%d8%b2-%db%8c%da%a9-%d8%a8/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[AhmedHamdi]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 20 Jul 2016 15:04:29 +0000</pubDate>
				<guid isPermaLink="false">http://www.risalainur.com/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[نکته هفتم یک حکمت از حکمت­های بی­شمار روزه ماه مبارک رمضان که نظر به سود و منفعت نوع انسان ـ که برای ذراعت و تجارت آخرت به این دنیا آمده است ـ دارد، به شرح زیر است:  ثواب اعمال در ماه مبارک رمضان، از یک به هزار می‏رسد، بنا بر [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2 style="text-align: right;">نکته هفتم</h2>
<p style="text-align: right;"><strong>یک حکمت از حکمت­های بی­شمار روزه ماه مبارک رمضان که نظر به سود و منفعت نوع انسان ـ که برای ذراعت و تجارت آخرت به این دنیا آمده است ـ دارد، به شرح زیر است:</strong></p>
<p style="text-align: right;"> ثواب اعمال در ماه مبارک رمضان، از یک به هزار می‏رسد، بنا بر نص حدیث، هر حرف قرآن در روزهای عادی، <strong>«ده»</strong> ثواب دارد، و <strong>«ده»</strong>حسنه محسوب می‏شود، و <strong>«ده»</strong> میوه‏ی بهشتی را در بردارد، اما ثواب هر حرف آن در ماه مبارک رمضان، نه این که <strong>«دَه»</strong> بلکه <strong>«هزار»</strong> است، و هر حرف بعضی از آیت­ها هم‏چون <strong>آیت الکرسی</strong>، هزاران است، و ثواب آن در روزهای جمعه ماه رمضان، خیلی بیش­تر از این‏هاست. و در شب قدر نیز <strong>«سی­هزار»</strong> حسنه محسوب می‏شود.</p>
<p style="text-align: right;"> آری قرآن حکیمی که هر حرف آن <strong>«سی­هزار»</strong> میوه باقی را دربردارد، حکم <strong>شجره طوبی نورانی</strong> را به خود می‏گیرد، و به مؤمنان در ماه مبارک رمضان، سودی برابر با میلیون­ها میوه باقی می‏دهد.</p>
<p style="text-align: right;"> پس بیا و به این تجارت قدسی و ابدی و سودمند نظری بیفکن و تماشا کن، و بیندیش، و بدان، کسانی که ارزش این حروفات را ندانند، چه زیان غیرقابل وصفی مرتکب شده­اند.</p>
<p style="text-align: right;">حال که رمضان شریف، نمایشگاهی سودمند و بازاری برای تجارت اُخروی به شمار می­رود، و زمینی حاصل‏خیز برای محصولات اُخروی‏ست، و به باران بهاری، برای نشو و نما اعمال می‏ماند، و در حکم عیدی مقدس و خیره کننده از مانور عبودیت بشریت، در مقابل <strong>سلطنت ربوبیتِ الهی‏ست</strong>، پس برای آن که نفس در این ماه دچار غفلت و گمراهی، و نیازهای حیوانی و خواهش‏های هوا و هوس‏­پرستانه و غیرضروری چون خوردن و نوشیدن نشود، رمضان به روزه مکلف شده است.</p>
<p style="text-align: right;">گویا انسان مؤقتاً از وضعیت حیوانی بیرون آمده، و وضعیت یک فرشته را به خود می‏پوشد، و یا این که به سبب وارد شدن به تجارت اُخروی، مؤقتاً نیازهای دنیوی را رها کرده، و وضعیت یک روح در نقاب یک جسد و یک آدم اُخروی را به خود می­گیرد، و در نهایت با روزه، وظیفه<strong>آیینه‏داری صمدیت</strong> را به انجام می‏رساند.</p>
<p style="text-align: right;">آری ماه مبارک رمضان، در این دنیای فانی و در این عمر تمام شدنی و در این زندگی زودگذر، عمر باقی و حیاتی جاویدان را در بردارد، و به دست می‏آورد.</p>
<p style="text-align: right;"> آری تنها یک ماه از ماه‏های مبارک رمضان، می‏تواند ثمرات هشتاد سال عمر را برای ما به دست آورد. و <strong>«شب قدر»</strong> که طبق <strong>نص قرآن</strong> پُر برکت‏تر از هزار ماه می‏باشد، یک دلیل قطعی بر این امر است.</p>
<p style="text-align: right;">آری همان‏طور که یک پادشاه در مدت سلطنتش، حتی در هر سال بعضی از روزها را که نشان دهنده جلوه سلطنتش می‏باشد، عیدی به نام تاج‏گذاری و یا به نام خاص دیگر نامگذاری می‏کند، و رعیتش را در آن روز نَه در دوایر قوانین عمومی، بلکه اُمّت صادق و شایسته­اش را در احساناتی مخصوص، بی‏پرده به حضور خود می‏خواند، و در اِلتفات خاص و اجراییات<a href="http://www.risolainur.com/fa/%d8%ab%d9%88%d8%a7%d8%a8-%d8%a7%d8%b9%d9%85%d8%a7%d9%84-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%a7%d9%87-%d9%85%d8%a8%d8%a7%d8%b1%da%a9-%d8%b1%d9%85%d8%b6%d8%a7%d9%86%d8%8c-%d8%a7%d8%b2-%db%8c%da%a9-%d8%a8%d9%87/#_ftn1" name="_ftnref1">[1]</a> فوق‏العاده و به صورت مستقیم و بی­واسطه، مشمول توجه و عنایات خاص خود می­کند، همان‏گونه نیز <strong>سلطان أزل و ابدی که پادشاه ذوالجلالِ بیست و هشت هزار عالم می‏باشد</strong>، قرآن حکیم را در ماه مبارک رمضان نازل کرد، قرآن حکیمی که یک فرمان عالی‏شأن است، و <strong>بیست و هشت هزار عالم</strong> را در زیر پرچم خود قرار داده است، و نظر به آن ها دارد. پس البته مقتضای حکمت است، که ماه مبارک رمضان در حکم <strong>عید مخصوص الهی</strong> و <strong>نمایشگاه ربانی</strong> و <strong>مجلس روحانی</strong> قرار گیرد، و حال که رمضان چنین عیدی به شمار می­آید، پس البته برای دور کردن انسان‏ها از اعمال حیوانی و پست، به روزه در این ماه امر شده است.</p>
<p style="text-align: right;"><strong>بهترین و کامل­ترین شکل روزه آن است</strong>: <strong>« که نه تنها معده بلکه تمام اعضا و حسّیات انسان از قبیل چشم و گوش و قلب و تخیل و فکر روزه­دار باشند»</strong></p>
<p style="text-align: right;">یعنی: باید از حرام و چیزهای غیرضروری دست کشیده، و اعضا را به سوی عبادت مخصوص آن­ها سوق داد.</p>
<p style="text-align: right;"><strong>مثال:</strong> باید با دوری از غیبت و تعبیر و القاب نادرست و ناپسند <strong>«روزه­ی زبان»</strong> گرفت، و زبان را مشغول تلاوت قرآن و ذکر و تسبیح و صلوات و استغفار کرد.</p>
<p style="text-align: right;">و باید چشم را از نگاه به نامحرم و گوش را از شنیدن چیزهای بد منع کرده، و چشم را به عبرت گرفتن و گوش را به سخن حق و شنیدن قرآن صرف کرد، و <strong>«روزه­ی چشم و گوش»</strong> گرفت.</p>
<p style="text-align: right;">هم‏چنین سایر اعضا و حسّیات انسان نیز باید روزه باشند.</p>
<p style="text-align: right;"> و البته اگر مؤفق به گرفتن روزه­ی معده شویم، چون معده به عنوان کارخانه بزرگ به شمار می‏رود، پس با تعطیل کردن آن به راحتی می‏توان دستگاه­های کوچک دیگر را پیرو خود کرد.</p>
<h2 class="single-entry-title" style="text-align: right;">سعید نورسی</h2>
<p style="text-align: right;"><a href="http://www.risolainur.com/fa/%d8%ab%d9%88%d8%a7%d8%a8-%d8%a7%d8%b9%d9%85%d8%a7%d9%84-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%a7%d9%87-%d9%85%d8%a8%d8%a7%d8%b1%da%a9-%d8%b1%d9%85%d8%b6%d8%a7%d9%86%d8%8c-%d8%a7%d8%b2-%db%8c%da%a9-%d8%a8%d9%87/#_ftnref1" name="_ftn1">[1]</a>– امور، اعمال، کارها. (مترجم)</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://risalainur.com/2016/07/20/%d8%ab%d9%88%d8%a7%d8%a8-%d8%a7%d8%b9%d9%85%d8%a7%d9%84-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%a7%d9%87-%d9%85%d8%a8%d8%a7%d8%b1%da%a9-%d8%b1%d9%85%d8%b6%d8%a7%d9%86%d8%8c-%d8%a7%d8%b2-%db%8c%da%a9-%d8%a8/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
